das Lästermaul
طعنهزن، بدگو، کسی که غیبت میکند
Bedeutungen
1
شخصی که به طور مداوم درباره دیگران به بدی صحبت میکند، غیبت میکند یا بدگویی میکند؛ بد زبان.
- Niemand mochte ihn, weil er immer ein Lästermaul war.هیچکس او را دوست نداشت چون همیشه بدگو بود.
- Sei vorsichtig, was du sagst, sonst wirst du als Lästermaul abgestempelt.مراقب باش چه میگویی، وگرنه به عنوان بدگو انگشتنما خواهی شد.
- Das Lästermaul verbreitete Gerüchte über seine Kollegen.بدگو شایعاتی درباره همکارانش پخش میکرد.