das Lästermaul

Aussprache: /ˈlɛstɐˌmaʊl/
Worttrennung: Läs·ter·maul
اسم

طعنه‌زن، بدگو، کسی که غیبت می‌کند

Bedeutungen

1

شخصی که به طور مداوم درباره دیگران به بدی صحبت می‌کند، غیبت می‌کند یا بدگویی می‌کند؛ بد زبان.

  • Niemand mochte ihn, weil er immer ein Lästermaul war.هیچ‌کس او را دوست نداشت چون همیشه بدگو بود.
  • Sei vorsichtig, was du sagst, sonst wirst du als Lästermaul abgestempelt.مراقب باش چه می‌گویی، وگرنه به عنوان بدگو انگشت‌نما خواهی شد.
  • Das Lästermaul verbreitete Gerüchte über seine Kollegen.بدگو شایعاتی درباره همکارانش پخش می‌کرد.