der Latz
پیشبند، سینهٔ شلوار بندی
Bedeutungen
1
قسمت جلویی لباس که روی سینه را میپوشاند، اغلب به عنوان بخشی از لباس کار یا پیشبند.
- Der Koch trug eine weiße Schürze mit einem langen Latz.آشپز یک پیشبند سفید با قسمت جلوی بلند پوشیده بود.
- Der Latz der Latzhose schützte die Kleidung des Kindes.قسمت جلوی شلوار بندی از لباس کودک محافظت میکرد.
- Er wischte sich den Schweiß vom Latz.او عرق خود را از روی پیشبند پاک کرد.
2
قسمت جلویی شلوارهای بندی که تا روی سینه میآید.
- Die Latzhose war praktisch für die Gartenarbeit.شلوار بندی برای باغبانی کاربردی بود.
- Der Latz der Hose hatte mehrere Taschen.قسمت جلوی شلوار جیبهای متعددی داشت.
- Er zog den Latz seiner Hose hoch.او قسمت جلوی شلوار بندیاش را بالا کشید.