der Läusebefall

Aussprache: /ˈlɔɪ̯zəbəˌfal/
Worttrennung: Läu·se·be·fall
اسم

آلودگی به شپش، شپش‌زدگی

Bedeutungen

1

وجود و تکثیر شپش‌ها بر روی بدن انسان یا حیوان، یا در محیط.

  • Der Läusebefall in der Schule erforderte besondere Hygienemaßnahmen.شپش‌زدگی در مدرسه نیازمند اقدامات بهداشتی ویژه بود.
  • Bei Kindern ist ein Läusebefall der Kopfhaut relativ häufig.آلودگی به شپش در پوست سر کودکان نسبتاً شایع است.
  • Der Tierarzt behandelte den Läusebefall bei den Schafen.دامپزشک آلودگی به شپش را در گوسفندان درمان کرد.