die Löcken
تکان دادن، لرزاندن؛ مقاومت کردن
Bedeutungen
1
عمل تکان دادن یا لرزاندن چیزی، اغلب برای شل کردن یا جدا کردن آن.
- Ein leichtes Löcken des Astes ließ die Früchte fallen.تکان دادن خفیف شاخه باعث افتادن میوهها شد.
- Der Mechaniker gab dem Teil einen kräftigen Löcken, um es zu lösen.مکانیک برای جدا کردن قطعه، تکان شدیدی به آن داد.
- Durch das Löcken der Flasche kam der Korken endlich heraus.با تکان دادن بطری، سرانجام چوب پنبه بیرون آمد.
2
مقاومت کردن یا سرپیچی کردن در برابر چیزی؛ عدم تمایل به اطاعت یا تغییر.
- Trotz aller Warnungen zeigte das Kind ein deutliches Löcken gegen die Regeln.کودک علیرغم تمام هشدارها، مقاومت واضحی در برابر قوانین نشان داد.
- Sein Löcken gegen die Autorität war offensichtlich.مقاومت او در برابر اقتدار آشکار بود.
- Das Löcken des Pferdes gegen den Reiter war ein Zeichen von Unmut.مقاومت اسب در برابر سوارکار نشانه نارضایتی بود.