der Löli
احمق، نادان، دستوپاچلفتی (تحقیرآمیز)
Beispiele
- ‹Und ich soll wieder der ''Löli'' sein›, beschwerte sich Ponte damals in einem Zeitungsinterview. ‹''Löli›?'' So weit wollen wir nicht gehen.و من باید دوباره آن احمق باشم»، پونته آن زمان در مصاحبهای با روزنامه شکایت کرد. «احمق»؟ تا این حد پیش نمیرویم.