die Lösung

Aussprache: /ˈløːzʊŋ/
Worttrennung: Lö·sung
اسم

راه‌حل، پاسخ

Bedeutungen

1

راهی برای حل یک مشکل یا پاسخ به یک سوال.

  • Wir suchen nach einer schnellen Lösung für dieses Problem.ما به دنبال یک راه‌حل سریع برای این مشکل هستیم.
  • Die Lösung der Gleichung ist x = 5.پاسخ معادله x = 5 است.
  • Er präsentierte eine innovative Lösung für das Energieproblem.او یک راه‌حل نوآورانه برای مشکل انرژی ارائه داد.
2

مایعی که در آن ماده‌ای حل شده است (محلول).

  • Die Chemikerin bereitete eine Salzlösung vor.شیمیدان یک محلول نمکی آماده کرد.
  • Diese Lösung ist stark konzentriert.این محلول بسیار غلیظ است.
  • Man muss die richtige Lösung für die Reinigung verwenden.باید از محلول مناسب برای تمیز کردن استفاده کرد.