das Lösungswort

Aussprache: /ˈløːzʊŋsˌvɔʁt/
Worttrennung: Lö·sungs·wort
اسم

کلمه رمز، پاسخ معما

Bedeutungen

1

کلمه‌ای که به عنوان پاسخ یک معما، چیستان، جدول یا بازی کلمات ارائه می‌شود.

  • Das Lösungswort für das Kreuzworträtsel war 'Sommerferien'.کلمه رمز برای جدول کلمات متقاطع 'تعطیلات تابستانی' بود.
  • Nach langem Überlegen fand sie endlich das Lösungswort.او پس از تفکر طولانی، سرانجام کلمه رمز را پیدا کرد.
  • Der Moderator gab einen Tipp für das schwierige Lösungswort.مجری برای کلمه رمز دشوار، راهنمایی ارائه داد.