die Löwenbändigerin
شیردَست زن، رامکننده شیر ماده
Bedeutungen
1
زنی که شیرها را رام میکند یا در سیرکها و نمایشها با آنها کار میکند.
- Die Löwenbändigerin trat mutig vor die Tiere.شیردَست زن با شجاعت به سمت حیوانات رفت.
- Als Kind wollte ich immer Löwenbändigerin werden.من در کودکی همیشه میخواستم شیردَست زن شوم.
- Die berühmte Löwenbändigerin zeigte eine atemberaubende Vorstellung.شیردَست زن مشهور، نمایشی نفسگیر اجرا کرد.