der Löwenzahn
قاصدک، گل قاصد
Bedeutungen
1
گیاهی علفی با گلهای زرد روشن که پس از گردهافشانی به گلهای کروی سفید و پفدار (که به آن قاصدک میگویند) تبدیل میشود و دانههای آن با باد پراکنده میشوند. نام علمی آن Taraxacum officinale است.
- Die Kinder pusteten den Löwenzahn und wünschten sich etwas.بچهها قاصدک را فوت کردند و آرزویی کردند.
- Im Frühling blüht der Löwenzahn auf den Wiesen.در بهار، قاصدک در چمنزارها شکوفه میدهد.
- Man kann aus Löwenzahn auch Wein herstellen.میتوان از قاصدک شراب نیز تهیه کرد.