der Lückenfüller
پرکننده خلاء، حاشیهرو، کسی که جای خالی را پر میکند
Bedeutungen
1
چیزی یا کسی که برای پر کردن یک فضای خالی، زمان بیکاری یا موقعیت نامناسب استفاده میشود، اغلب بدون ارزش یا اهمیت ذاتی زیاد.
- Der Beitrag war nur ein Lückenfüller im Programm.این اجرا فقط یک پرکننده خلاء در برنامه بود.
- Er wurde als Lückenfüller für das verletzte Teammitglied eingesetzt.او به عنوان پرکننده خلاء برای عضو مصدوم تیم به کار گرفته شد.
- Die kurze Rede diente als Lückenfüller, bis der Hauptredner eintraf.سخنرانی کوتاه به عنوان حاشیهرو عمل کرد تا زمانی که سخنران اصلی وارد شد.