der Lüftungsausfall

Aussprache: /ˈlʏftʊŋsˌaʊ̯sˌfal/
Worttrennung: Lüf·tungs·aus·fall
اسم

خرابی تهویه، از کار افتادن سیستم تهویه

Beispiele

  • Nachdem Ende Juli in einem Maststall im Westmünsterland rund 900 Schweine nach einem ''Lüftungsausfall'' verendet sind, wird das Thema zum Politikum.پس از اینکه در اواخر ماه ژوئیه در یک دامداری در وست‌مونسترلند حدود ۹۰۰ خوک در پی خرابی سیستم تهویه تلف شدند، این موضوع به یک مسئله سیاسی تبدیل شد.
  • Am 12.07.2010 wurde ein Schaden aufgrund eines ''Lüftungsausfalles'' gemeldet.در تاریخ ۱۲.۰۷.۲۰۱۰ خسارتی به دلیل خرابی سیستم تهویه گزارش شد.
  • In der Massentierhaltung bleiben Tiere sich selbst überlassen und ein ''Lüftungsausfall'' unbemerkt, bis fast tausend Tiere verenden.در دامداری صنعتی، حیوانات به حال خود رها می‌شوند و خرابی سیستم تهویه بدون توجه می‌ماند تا اینکه تقریباً هزار حیوان تلف می‌شوند.
  • So war im Berichtszeitraum auch ein Thüringer Schweinezuchtbetrieb betroffen, in dem nach totalem ''Lüftungsausfall'' über 600 Absatzferkel verendeten.به عنوان مثال، در دوره گزارش، یک مزرعه پرورش خوک در تورینگن نیز تحت تأثیر قرار گرفت که در آن پس از خرابی کامل سیستم تهویه، بیش از ۶۰۰ بچه خوک تلف شدند.