der LSD-Trip
سفر با الاسدی (تجربه ناشی از مصرف الاسدی)
Beispiele
- Die Musik hatte für kurze Zeit etwas in mir geweckt - eine Art Raserei oder Euphorie. Als hätte ich einen ''LSD-Trip'' geschmissen.موسیقی برای مدت کوتاهی چیزی را در من بیدار کرده بود - نوعی جنون یا سرخوشی. انگار که یک سفر با الاسدی رفته باشم.