اسم
ماهی آزاد، سالمون؛ راسته گوشت کمر (گوشت حیوانات ذبح شده)
جملات نمونه برای Lachs:
Ich habe einen ''Lachs'' gefangen.
من یک ماهی آزاد گرفتم.
„Der ''Lachs'' war weder geräuchert, noch gebeizt und wir aßen die dünnen Scheiben wie frisches Sushi roh und ohne weitere Zutaten.“
«ماهی آزاد نه دودی شده بود و نه نمکسود و ما ورقههای نازک آن را مانند سوشی تازه، خام و بدون هیچ چاشنی دیگری خوردیم.»