Lack gesoffen haben

Aussprache: /lak ɡəˈzɔfn̩ ˈhaːbn̩/
Worttrennung: Lack ·ge·sof·fen ha·ben
اصطلاح

دیوانه شدن، خل شدن

Bedeutungen

1

این اصطلاح به صورت عامیانه و توهین‌آمیز برای توصیف فردی به کار می‌رود که رفتاری غیرمنطقی، احمقانه یا دیوانه‌وار دارد.

  • Was hast du dir dabei gedacht? Hast du Lack gesoffen?به چه چیزی فکر می‌کردی؟ دیوانه شدی؟
  • Er benimmt sich so komisch, als hätte er Lack gesoffen.او طوری رفتار می‌کند که انگار دیوانه شده است.
  • Manche Leute scheinen Lack gesoffen zu haben, wenn sie so handeln.به نظر می‌رسد برخی افراد وقتی اینطور عمل می‌کنند، دیوانه شده‌اند.