اسم
(عامیانه) کسی که سرش کلاه رفته، فریبخورده
جملات نمونه برای Lackierter:
Alle aus meiner Reisegruppe waren schon vor acht Uhr beim Frühstück und ich Spätaufsteher war wieder mal der ''Lackierte:'' Die leckersten Gerichte waren allesamt schon aufgegessen.
همه اعضای گروه مسافرتی من قبل از ساعت هشت صبح برای صبحانه حاضر بودند و من که دیر بیدار میشدم، دوباره سر کلاه رفته بودم: خوشمزهترین غذاها همه خورده شده بودند.