der Ladenhüter
جنس بنجل، کالای روی دست مانده
Beispiele
- Die Spielzeuge aus Plastik sind richtige ''Ladenhüter,'' sie stehen schon seit zehn Monaten in den Regalen des Geschäftes.اسباببازیهای پلاستیکی واقعاً کالای روی دست مانده هستند؛ آنها ده ماه است که در قفسههای مغازه ماندهاند.
- Bei diesem fantastischen Wetter werden Regenschirme selbst in London zum ''Ladenhüter.در این هوای فوقالعاده، چترها حتی در لندن هم به کالای روی دست مانده تبدیل میشوند.
- Trotz Staatsprämie sind E-Autos ''Ladenhüter.با وجود یارانه دولتی، خودروهای برقی کالای روی دست مانده هستند.