das Ladenmädchen

Aussprache: /ˈlaːdn̩ˌmɛːtçən/
Worttrennung: La·den·mäd·chen
اسم

دختر فروشنده، شاگرد مغازه (دختر)

Bedeutungen

1

دختر یا زن جوانی که در یک مغازه یا فروشگاه به عنوان فروشنده یا کمک فروشنده کار می‌کند؛ اغلب به کارآموزان یا شاگردان دختر اشاره دارد.

  • Das Ladenmädchen packte die Ware sorgfältig ein.دختر فروشنده کالا را با دقت بسته‌بندی کرد.
  • Sie arbeitete als Ladenmädchen, um ihr Studium zu finanzieren.او به عنوان دختر فروشنده کار می‌کرد تا هزینه‌های تحصیلش را تأمین کند.
  • Der Ladenbesitzer stellte ein neues Ladenmädchen ein.صاحب مغازه یک دختر فروشنده جدید استخدام کرد.