der Lagerplatz
محل اردو زدن، محل انبار، جایگاه
Bedeutungen
1
مکانی که برای برپایی اردوگاه، انبار کردن کالا یا نگهداری وسایل موقت در نظر گرفته شده است.
- Wir suchten einen geeigneten Lagerplatz für unser Zelt am See.ما به دنبال یک محل مناسب برای برپایی چادر خود در کنار دریاچه بودیم.
- Der Lagerplatz für die Baumaterialien war gut organisiert.محل انبار مصالح ساختمانی به خوبی سازماندهی شده بود.
- Die Pfadfinder fanden einen schönen Lagerplatz im Wald.پیشاهنگان یک محل اردو زدن زیبا در جنگل پیدا کردند.