das Laisser-faire
عدم مداخله، تساهل، رها کردن
Bedeutungen
1
سیاست یا رویکردی که بر عدم مداخله، تساهل و اجازه دادن به افراد یا بازار برای عمل کردن آزادانه تأکید دارد؛ رها کردن.
- Die Regierung verfolgte eine Politik des Laisser-faire gegenüber kleinen Unternehmen.دولت یک سیاست عدم مداخله را در قبال شرکتهای کوچک دنبال کرد.
- Sein Erziehungsstil war von einem gewissen Laisser-faire geprägt.سبک تربیتی او تحت تأثیر نوعی تساهل بود.
- Der Manager setzte auf Laisser-faire und gab seinen Mitarbeitern viel Freiheit.مدیر بر رویکرد رها کردن تکیه کرد و آزادی زیادی به کارکنانش داد.