das Laisser-faire

Aussprache: /lɛˈseːˌfɛːɐ̯/
Worttrennung: Lais·ser···faire
اسم

عدم مداخله، تساهل، رها کردن

Bedeutungen

1

سیاست یا رویکردی که بر عدم مداخله، تساهل و اجازه دادن به افراد یا بازار برای عمل کردن آزادانه تأکید دارد؛ رها کردن.

  • Die Regierung verfolgte eine Politik des Laisser-faire gegenüber kleinen Unternehmen.دولت یک سیاست عدم مداخله را در قبال شرکت‌های کوچک دنبال کرد.
  • Sein Erziehungsstil war von einem gewissen Laisser-faire geprägt.سبک تربیتی او تحت تأثیر نوعی تساهل بود.
  • Der Manager setzte auf Laisser-faire und gab seinen Mitarbeitern viel Freiheit.مدیر بر رویکرد رها کردن تکیه کرد و آزادی زیادی به کارکنانش داد.