der Lakai
نوکر، پیشخدمت، بلهقربانگو
Beispiele
- In vornehmen Hotels gibt es ''Lakaien.در هتلهای لوکس پیشخدمتهایی با لباسهای مخصوص وجود دارند.
- Die Julirevolution machte die ''Lakaien'' stellungslos, auch ihn, der seiner Wesensart nach alles eher war denn ein ''Lakai''.انقلاب ژوئیه «نوکران» را بیکار کرد، از جمله او را که از نظر سرشت و منش، هر چیزی بود جز یک «نوکر».