der Lamäng
دست، بازو (عامیانه و طنز)
Bedeutungen
1
واژهای عامیانه و طنزآمیز در زبان آلمانی، به ویژه در برخی مناطق، برای اشاره به دست یا بازو.
- Gib mir mal deinen Lamäng, ich helfe dir tragen.دستت را بده به من، کمکت میکنم حمل کنی.
- Er hat sich den Lamäng verstaucht.او بازویش را پیچانده است.
- Mit beiden Lamängs packte er die Kiste.او با هر دو دستش جعبه را گرفت.