der Lampenfuß

Aussprache: /ˈlampn̩ˌfyːs/
Worttrennung: Lam·pen·fuß
اسم

پایه لامپ

Bedeutungen

1

قسمت پایینی و معمولاً سنگین‌تر یک لامپ رومیزی یا ایستاده که وظیفه حفظ تعادل و ایستایی آن را بر عهده دارد.

  • Der Lampenfuß aus Messing war sehr schwer.پایه لامپ از جنس برنج بسیار سنگین بود.
  • Sie polierte den Lampenfuß, bis er glänzte.او پایه لامپ را جلا داد تا درخشید.
  • Der Lampenfuß sorgt für Stabilität, damit die Lampe nicht umfällt.پایه لامپ برای ثبات آن است تا لامپ نیفتد.