die Landärztin

Aussprache: /ˈlantˌɛʁt͡stɪn/
Worttrennung: Lan·d·ä·rz·tin
اسم

پزشک زن روستایی

Bedeutungen

1

پزشکی که در مناطق روستایی فعالیت می‌کند و به ساکنان آن مناطق خدمات درمانی ارائه می‌دهد (مونث).

  • Die Landärztin ist für die medizinische Versorgung im Dorf unerlässlich.پزشک زن روستایی برای تأمین خدمات پزشکی در روستا ضروری است.
  • Viele junge Ärzte entscheiden sich bewusst für die Tätigkeit als Landärztin.بسیاری از پزشکان جوان آگاهانه تصمیم می‌گیرند که به عنوان پزشک زن روستایی فعالیت کنند.
  • Die Landärztin kennt ihre Patienten oft seit vielen Jahren.پزشک زن روستایی اغلب بیماران خود را سال‌هاست که می‌شناسد.