اسم
دهاتی، آدم روستایی (معمولاً با بار معنایی سادهلوح یا بیتجربه در شهر)
جملات نمونه برای Landei:
Heute gibt es frische ''Landeier'' zum Frühstück.
امروز تخممرغ محلی تازه برای صبحانه داریم.
Obwohl Herr Meier schon seit über zwanzig Jahren in Düsseldorf wohnt, ist er doch immer ein ''Landei'' geblieben.
اگرچه آقای مایر بیش از بیست سال است که در دوسلدورف زندگی میکند، اما همیشه یک آدم روستایی (دهاتی) باقی مانده است.
„Lincoln zum Beispiel war ein ''Landei'', aber er sprach nicht so: Im Gegenteil, einige seiner Reden werden als Meisterwerke betrachtet.“
«برای نمونه لینکلن یک آدم روستایی بود، اما او اینگونه صحبت نمیکرد: برعکس، برخی از سخنرانیهای او شاهکار محسوب میشوند.»