der Landeshauptmann
استاندار، رئیس دولت ایالتی
Bedeutungen
1
رئیس دولت یا فرماندار یک ایالت یا منطقه در برخی کشورهای آلمانی زبان، مانند اتریش یا تیرول جنوبی.
- Der Landeshauptmann von Tirol hielt eine Rede zur Eröffnung der Veranstaltung.استاندار تیرول در مراسم افتتاحیه سخنرانی کرد.
- Der Landeshauptmann traf sich mit Vertretern der Wirtschaft.رئیس دولت ایالتی با نمایندگان بخش اقتصاد دیدار کرد.
- Die Wahl des Landeshauptmanns fand gestern statt.انتخاب استاندار دیروز برگزار شد.