die Landespolizeipräsidentin
رئیس زن پلیس ایالتی
Bedeutungen
1
زن مسئول و فرمانده کل نیروهای پلیس در یک ایالت یا منطقه خاص.
- Die Landespolizeipräsidentin hielt eine Rede zur Sicherheit.رئیس زن پلیس ایالتی سخنرانی در مورد امنیت ایراد کرد.
- Eine neue Landespolizeipräsidentin wurde ernannt.یک رئیس زن جدید پلیس ایالتی منصوب شد.
- Die Landespolizeipräsidentin informierte über die aktuellen Ermittlungen.رئیس زن پلیس ایالتی در مورد تحقیقات جاری اطلاعرسانی کرد.