der Landgasthof

Aussprache: /ˈlantˌɡasthof/
Worttrennung: Land·g·ast·hof
اسم

مهمانخانه روستایی، مسافرخانه بین‌راهی

Bedeutungen

1

یک مهمانخانه یا رستوران کوچک که در مناطق روستایی یا در کنار جاده‌های بین‌شهری واقع شده و معمولاً غذاهای سنتی سرو می‌کند.

  • Wir haben in einem gemütlichen Landgasthof übernachtet.ما در یک مهمانخانه روستایی دنج اقامت کردیم.
  • Der Landgasthof ist bekannt für seine regionale Küche.این مهمانخانه روستایی به خاطر غذاهای منطقه‌ای‌اش معروف است.
  • Auf unserer Reise machten wir Halt in einem Landgasthof.در طول سفرمان در یک مسافرخانه بین‌راهی توقف کردیم.