اسم
آفت فراگیر، بلای منطقه ای
جملات نمونه برای Landplage:
„Nach der Zahl der Mexikaner zu urteilen, die erschossen in Straßengräben lagen oder an Bäumen hingen, könnte man meinen, sie wären eine ''Landplage'' wie die Pumas oder Wölfe.“
«با توجه به تعداد مکزیکیهایی که در گودالهای کنار جاده کشته شده بودند یا از درختان آویزان بودند، ممکن بود فکر کنید که آنها مانند پوما یا گرگ، آفت فراگیر منطقه هستند.»