der Landschaden

Aussprache: /ˈlantˌʃaːdn̩/
Worttrennung: Land·scha·den
اسم

آسیب به کشور، خائن به وطن

Bedeutungen

1

زیان یا آسیبی که به منافع یا امنیت یک کشور وارد می‌شود، به ویژه از طریق خیانت یا اقدامات مضر توسط شهروندان آن کشور.

  • Der Verräter wurde wegen Landschaden und Spionage angeklagt.خائن به دلیل آسیب به کشور و جاسوسی متهم شد.
  • Solche Handlungen stellen einen schweren Landschaden dar.چنین اقداماتی آسیب جدی به کشور محسوب می‌شود.
  • Die Regierung bekämpft aktiv jeden Versuch des Landschadens.دولت به طور فعال با هرگونه تلاش برای آسیب رساندن به کشور مبارزه می‌کند.