die Landsmännin

Aussprache: /ˈlantsmɛnɪn/
Worttrennung: Lands·män·nin
اسم

هموطن زن

Bedeutungen

1

زنی که اهل یک کشور یا منطقه خاص است، همانند خود فرد گوینده یا فردی که درباره او صحبت می‌شود.

  • Ich habe im Ausland eine nette Landsmännin kennengelernt.من در خارج از کشور با یک هموطن زن خوب آشنا شدم.
  • Sie freute sich, ihre Landsmännin nach langer Zeit wiederzusehen.او از دیدن دوباره هموطن خود پس از مدت طولانی خوشحال شد.
  • Die Künstlerin ist eine bekannte Landsmännin aus meiner Heimatstadt.این هنرمند یک هموطن زن شناخته شده از شهر زادگاه من است.