der Landtagsabgeordneter

Aussprache: /ˈlanttaːksˌapɡəˌɔrdnətɐ/
Worttrennung: Land·tags·ab·ge·ord·ne·ter
اسم

نماینده مجلس ایالتی (لندتاگ)

Bedeutungen

1

عضو منتخب مجلس قانون‌گذاری یک ایالت فدرال در آلمان یا اتریش.

  • Der Landtagsabgeordnete hielt eine leidenschaftliche Rede für mehr Umweltschutz.نماینده مجلس ایالتی سخنرانی پرشوری برای حفاظت بیشتر از محیط زیست ایراد کرد.
  • Als Landtagsabgeordneter hat sie viele Bürgerkontakte.او به عنوان نماینده مجلس ایالتی، ارتباطات زیادی با شهروندان دارد.
  • Jeder Landtagsabgeordnete hat eine Stimme bei der Abstimmung.هر نماینده مجلس ایالتی در رأی‌گیری یک رأی دارد.