der Landtagspräsident

Aussprache: /ˈlanttaːksˌpʁɛziˈdɛnt/
Worttrennung: Land·tags·prä·si·dent
اسم

رئیس مجلس ایالتی

Bedeutungen

1

رئیس یا سخنگوی مجلس قانون‌گذاری یک ایالت در یک کشور فدرال که مسئولیت اداره جلسات و حفظ نظم در مجلس را بر عهده دارد.

  • Der Landtagspräsident eröffnete die Sitzung mit einer Rede.رئیس مجلس ایالتی جلسه را با سخنرانی آغاز کرد.
  • Die Wahl des neuen Landtagspräsidenten fand gestern statt.انتخاب رئیس جدید مجلس ایالتی دیروز برگزار شد.
  • Der Landtagspräsident ist eine wichtige politische Figur im Bundesland.رئیس مجلس ایالتی، یک شخصیت سیاسی مهم در ایالت فدرال است.