der Landvogt

Aussprache: /ˈlantfoːkt/
Worttrennung: Land·vogt
اسم

فرماندار ایالتی، حاکم منطقه‌ای (در قرون وسطی)

Bedeutungen

1

مقامی اداری و قضایی در قرون وسطی و اوایل دوران مدرن در مناطق آلمانی‌زبان که مسئولیت نظارت بر قلمرویی مشخص (Vogtei) را بر عهده داشت.

  • Der Landvogt war für die Rechtsprechung und die Verwaltung des Gebiets zuständig.فرماندار ایالتی مسئول اجرای عدالت و اداره منطقه بود.
  • Im Mittelalter hatte der Landvogt oft große Macht über die ihm unterstellten Ländereien.در قرون وسطی، حاکم منطقه‌ای اغلب قدرت زیادی بر سرزمین‌های تحت فرمان خود داشت.
  • Die Urkunde wurde vom Landvogt persönlich ausgestellt und besiegelt.این سند به شخصه توسط فرماندار ایالتی صادر و مهر و موم شد.