die Langzeittherapie

Aussprache: /ˈlaŋt͡saɪ̯tˌteːraˈpiː/
Worttrennung: Lang·zeit·the·ra·pie
اسم

درمان طولانی‌مدت

Bedeutungen

1

یک دوره درمانی که برای مدت زمان طولانی، معمولاً چند ماه یا سال، ادامه می‌یابد.

  • Die Langzeittherapie half ihm, seine psychischen Probleme zu überwinden.درمان طولانی‌مدت به او کمک کرد تا بر مشکلات روانی خود غلبه کند.
  • Für diese chronische Krankheit ist eine Langzeittherapie notwendig.برای این بیماری مزمن، درمان طولانی‌مدت ضروری است.
  • Die Krankenkasse übernimmt die Kosten für die Langzeittherapie.بیمه درمانی هزینه‌های درمان طولانی‌مدت را تقبل می‌کند.