die Langzeittherapie
درمان طولانیمدت
Bedeutungen
1
یک دوره درمانی که برای مدت زمان طولانی، معمولاً چند ماه یا سال، ادامه مییابد.
- Die Langzeittherapie half ihm, seine psychischen Probleme zu überwinden.درمان طولانیمدت به او کمک کرد تا بر مشکلات روانی خود غلبه کند.
- Für diese chronische Krankheit ist eine Langzeittherapie notwendig.برای این بیماری مزمن، درمان طولانیمدت ضروری است.
- Die Krankenkasse übernimmt die Kosten für die Langzeittherapie.بیمه درمانی هزینههای درمان طولانیمدت را تقبل میکند.