اسم
دستمال، پارچه کهنه؛ (عامیانه) گواهینامه رانندگی
جملات نمونه برای Lappen:
Du kannst den Lack mit einem ''Lappen'' polieren.
میتوانی رنگ را با یک دستمال پولیش کنی.
So eine Chance kannst du dir doch nicht durch die ''Lappen'' gehen lassen!
چنین فرصتی را نمیتوانی از دست بدهی!
Der Heiratsschwindler ist der Polizei durch die ''Lappen'' gegangen.
کلاهبردار ازدواج از دست پلیس فرار کرد.