die Lappländerin
زن اهل لاپلند، زنی از قوم سامی
Bedeutungen
1
زنی که اهل منطقه لاپلند در شمال اروپا است یا به قوم سامی تعلق دارد.
- Die Lappländerin trug traditionelle Kleidung.زن اهل لاپلند لباس سنتی پوشیده بود.
- Wir trafen eine alte Lappländerin, die uns Geschichten erzählte.ما با یک زن مسن اهل لاپلند ملاقات کردیم که برایمان داستان تعریف کرد.
- Die Kultur der Lappländerin ist stark von der Natur geprägt.فرهنگ زن اهل لاپلند به شدت تحت تاثیر طبیعت است.