die Lappländerin

Aussprache: /ˈlaplɛndərɪn/
Worttrennung: Lapp·län·de·rin
اسم

زن اهل لاپلند، زنی از قوم سامی

Bedeutungen

1

زنی که اهل منطقه لاپلند در شمال اروپا است یا به قوم سامی تعلق دارد.

  • Die Lappländerin trug traditionelle Kleidung.زن اهل لاپلند لباس سنتی پوشیده بود.
  • Wir trafen eine alte Lappländerin, die uns Geschichten erzählte.ما با یک زن مسن اهل لاپلند ملاقات کردیم که برایمان داستان تعریف کرد.
  • Die Kultur der Lappländerin ist stark von der Natur geprägt.فرهنگ زن اهل لاپلند به شدت تحت تاثیر طبیعت است.