die Larmoyanz
زودرنجی، حالت گریهکنندگی، احساساتیگری مفرط، رقتانگیزی
Beispiele
- Weil er aber an Harmoniesucht leidet und gleichzeitig der Annahme verfallen ist, dass er Frauen unbequeme Wahrheiten nur im Gewand des Büßers überbringen kann, kleidet er seine als Freiheitsdrang getarnte Unentschlossenheit in ''Larmoyanz.اما از آنجا که او از بیماری اعتیاد به هماهنگی رنج میبرد و همزمان به این باور رسیده است که حقایق ناخوشایند را فقط در لباس یک توبه کننده میتواند به زنان منتقل کند، تردید خود را که در پوشش میل به آزادی است، در قالب «احساساتیگری مفرط» بیان میکند.