die Laudatorin
ستایشگر (زن)، سخنران ستایشکننده (زن)
Beispiele
- Die ''Laudatorin'' war schon Wochen vor ihrem Auftritt sehr nervös.ستایشگر زن هفتهها قبل از اجرای خود بسیار مضطرب بود.
- Ihre ''Laudatorin'' Dr. Else Hoppe, Biografin Ricarda Huchs, führt sie durch die Straßen, zeigt, was vom Krieg zerstört wurde und was verschont blieb.ستایشگر او، دکتر الس هوپه، زندگینامهنویس ریکاردا هوخ، او را در خیابانها راهنمایی میکند و نشان میدهد چه چیزی از جنگ ویران شده و چه چیزی در امان مانده است.