die Lebensabschnittsgefährtin
شریک زندگی مقطعی (مونث)
Bedeutungen
1
زنی که در یک دوره مشخص از زندگی فرد، شریک عاطفی یا زندگی اوست، اما لزوماً به معنای تعهد بلندمدت نیست.
- Sie war seine Lebensabschnittsgefährtin während des Studiums.او شریک زندگی مقطعی او در دوران تحصیل بود.
- Viele Menschen haben im Laufe ihres Lebens mehrere Lebensabschnittsgefährtinnen.بسیاری از افراد در طول زندگی خود چندین شریک زندگی مقطعی دارند.
- Er sprach offen über seine frühere Lebensabschnittsgefährtin.او به صراحت درباره شریک زندگی مقطعی قبلی خود صحبت کرد.