die Lebensgefährtin

Aussprache: /ˌleːbənsɡəˈfɛːɐ̯tɪn/
Worttrennung: Le·bens·ge·fähr·tin
اسم

شریک زندگی (زن)، همدم (زن)

Bedeutungen

1

زنی که به طور رسمی یا غیررسمی با مردی زندگی می‌کند و شریک زندگی او محسوب می‌شود، بدون اینکه لزوماً ازدواج کرده باشند.

  • Er stellte seine Lebensgefährtin seiner Familie vor.او شریک زندگی‌اش را به خانواده‌اش معرفی کرد.
  • Die Lebensgefährtin hat ihn bei der Entscheidung unterstützt.شریک زندگی (زن) او را در تصمیم‌گیری حمایت کرده بود.
  • Nach vielen Jahren des Zusammenlebens heirateten sie endlich, und sie wurde seine Ehefrau, nicht mehr nur seine Lebensgefährtin.پس از سال‌ها زندگی مشترک، آنها سرانجام ازدواج کردند و او همسرش شد، نه فقط شریک زندگی‌اش.