das Lebensgefüge

Aussprache: /ˈleːbn̩sɡəˌfyːɡə/
Worttrennung: Le·bens·ge·fü·ge
اسم

ساختار زندگی، چارچوب زندگی

Bedeutungen

1

ساختار کلی، چارچوب یا الگوی سازمان‌یافته‌ای که زندگی یک فرد یا گروه را تشکیل می‌دهد، شامل روابط، فعالیت‌ها و محیط.

  • Der Umzug in eine neue Stadt veränderte ihr gesamtes Lebensgefüge.اسباب‌کشی به یک شهر جدید، کل ساختار زندگی او را تغییر داد.
  • Er suchte nach einem stabileren Lebensgefüge.او به دنبال ساختار زندگی باثبات‌تری بود.
  • Die Pandemie hat das Lebensgefüge vieler Menschen durcheinandergebracht.همه‌گیری، ساختار زندگی بسیاری از مردم را مختل کرد.