der Lebensgenuss
لذت بردن از زندگی، خوشی زندگی
Bedeutungen
1
لذت بردن از جنبههای مختلف زندگی، مانند غذا، نوشیدنی، هنر، طبیعت و روابط اجتماعی.
- Er versteht es, den Lebensgenuss in vollen Zügen zu genießen.او میداند چگونه از لذتهای زندگی نهایت استفاده را ببرد.
- Nach getaner Arbeit freue ich mich auf ein wenig Lebensgenuss.پس از اتمام کار، من مشتاق کمی لذت بردن از زندگی هستم.
- Gutes Essen und Gesellschaft sind für mich wichtige Teile des Lebensgenuss.غذای خوب و معاشرت، بخشهای مهمی از لذت بردن از زندگی برای من هستند.