die Lebensgrundlage

Aussprache: /ˈleːbn̩sˌɡʁʊntlaːɡə/
Worttrennung: Le·bens·grund·la·ge
اسم

اساس زندگی، مایحتاج زندگی، معیشت

Bedeutungen

1

عوامل و منابعی که برای بقا و تأمین نیازهای اساسی زندگی ضروری هستند، مانند غذا، آب، سرپناه و درآمد.

  • Die Landwirtschaft ist die Lebensgrundlage vieler Menschen in dieser Region.کشاورزی اساس زندگی بسیاری از مردم این منطقه است.
  • Der Klimawandel bedroht die Lebensgrundlage von Millionen.تغییرات اقلیمی، مایحتاج زندگی میلیون‌ها نفر را تهدید می‌کند.
  • Er hat seine Lebensgrundlage durch den Verkauf von handgefertigten Waren gesichert.او معیشت خود را از طریق فروش کالاهای دست‌ساز تأمین کرده است.