der Lebenslauf

Aussprache: /ˈleːbn̩sˌlaʊ̯f/
Worttrennung: Le·bens·lauf
اسم

رزومه، سرگذشت، شرح حال

Bedeutungen

1

سندی که در آن سوابق تحصیلی، شغلی، مهارت‌ها و سایر اطلاعات مرتبط یک فرد به ترتیب زمانی ارائه می‌شود، معمولاً برای درخواست شغل.

  • Bitte senden Sie uns Ihren Lebenslauf und ein Anschreiben zu.لطفاً رزومه و نامه پوششی خود را برای ما ارسال کنید.
  • Ihr Lebenslauf sollte Ihre wichtigsten Qualifikationen hervorheben.رزومه شما باید مهم‌ترین صلاحیت‌های شما را برجسته کند.
  • Der Personalchef prüfte den Lebenslauf des Bewerbers sorgfältig.مدیر منابع انسانی رزومه متقاضی را با دقت بررسی کرد.
2

شرح کلی زندگی و تجربیات یک فرد.

  • Er erzählte uns von seinem bewegten Lebenslauf als Musiker.او از شرح حال پرفراز و نشیبش به عنوان یک نوازنده برای ما گفت.
  • Der Lebenslauf des berühmten Wissenschaftlers ist beeindruckend.سرگذشت این دانشمند مشهور تاثیرگذار است.
  • In dem Buch wird der Lebenslauf der Künstlerin detailliert beschrieben.در این کتاب، شرح حال این هنرمند به تفصیل شرح داده شده است.