die Lebensqualität

Aussprache: /ˈleːbn̩sˌkvalɪˈtɛːt/
Worttrennung: Le·bens·qua·li·tät
اسم

کیفیت زندگی

Bedeutungen

1

میزان رضایت، رفاه و خوشبختی یک فرد یا جامعه در جنبه‌های مختلف زندگی مانند سلامت، امنیت، شغل و محیط زیست.

  • Die Verbesserung der Lebensqualität ist ein wichtiges Ziel der Stadtplanung.بهبود کیفیت زندگی یک هدف مهم برنامه‌ریزی شهری است.
  • Gute Bildung und Gesundheitsversorgung tragen wesentlich zur Lebensqualität bei.تحصیلات خوب و مراقبت‌های بهداشتی به طور قابل توجهی به کیفیت زندگی کمک می‌کنند.
  • Er zog aufs Land, um seine Lebensqualität zu steigern.او برای افزایش کیفیت زندگی خود به روستا نقل مکان کرد.