der Lebensraum
زیستگاه، فضای زندگی
Bedeutungen
1
فضای فیزیکی یا محیطی که یک موجود زنده یا گونه برای بقا و تولید مثل به آن نیاز دارد؛ زیستگاه.
- Der Wald bietet vielen Tieren einen wichtigen Lebensraum.جنگل زیستگاه مهمی برای بسیاری از حیوانات فراهم میکند.
- Durch die Urbanisierung geht der natürliche Lebensraum vieler Arten verloren.با شهرنشینی، زیستگاه طبیعی بسیاری از گونهها از بین میرود.
- Die Forscher untersuchen den Lebensraum der Eisbären in der Arktis.محققان در حال بررسی زیستگاه خرسهای قطبی در قطب شمال هستند.
2
فضای شخصی یا محیطی که فرد برای راحتی و آسایش خود نیاز دارد؛ فضای زندگی.
- Jeder Mensch braucht seinen eigenen Lebensraum, um sich wohlzufühlen.هر انسانی برای احساس راحتی به فضای زندگی شخصی خود نیاز دارد.
- Er mag es nicht, wenn jemand seinen Lebensraum verletzt.او دوست ندارد کسی به فضای شخصیاش تجاوز کند.
- Die Wohnung bietet genug Lebensraum für eine kleine Familie.این آپارتمان فضای زندگی کافی برای یک خانواده کوچک را فراهم میکند.
3
اصطلاح سیاسی و ایدئولوژیک در دوران نازی آلمان که به معنای "فضای زیستی" برای گسترش ملت آلمان در اروپای شرقی بود.
- Der Begriff 'Lebensraum im Osten' war zentral für die nationalsozialistische Ideologie.اصطلاح 'فضای زیستی در شرق' در ایدئولوژی ناسیونال سوسیالیستها محوری بود.
- Die Politik des Lebensraums führte zu Krieg und Zerstörung.سیاست فضای زیستی منجر به جنگ و ویرانی شد.
- Historiker analysieren die Hintergründe der Lebensraum-Ideologie.تاریخنگاران در حال تحلیل پیشزمینههای ایدئولوژی فضای زیستی هستند.