die Lebensweisheit

Aussprache: /ˈleːbənsˌvaɪ̯shaɪ̯t/
Worttrennung: Le·bens·weis·heit
اسم

حکمت زندگی، پند زندگی

Bedeutungen

1

دانش و درک عمیق به دست آمده از تجربیات زندگی؛ خرد و بصیرت در مورد نحوه زندگی کردن.

  • Die alte Frau teilte ihre Lebensweisheit mit den jungen Leuten.پیرزن حکمت زندگی خود را با جوانان در میان گذاشت.
  • Seine Bücher sind voller praktischer Lebensweisheit.کتاب‌های او سرشار از حکمت عملی زندگی است.
  • Diese Lebensweisheit hat mir in schwierigen Zeiten geholfen.این پند زندگی در دوران سخت به من کمک کرده است.