der Leerlauf

Aussprache: /ˈleːɐ̯ˌlaʊ̯f/
Worttrennung: Leer·lauf
اسم

دور آرام، حالت خلاص، بیکاری

Bedeutungen

1

وضعیت موتور یا دستگاهی که روشن است اما بار یا کاری روی آن نیست و با سرعت کم کار می‌کند (دور موتور در حالت خلاص).

  • Der Motor des Autos lief im Leerlauf, während wir auf das grüne Licht warteten.موتور ماشین در حالت خلاص کار می‌کرد در حالی که منتظر چراغ سبز بودیم.
  • Bitte schalten Sie den Motor aus, wenn Sie länger als eine Minute im Leerlauf stehen.لطفاً اگر بیش از یک دقیقه در حالت خلاص ایستاده‌اید، موتور را خاموش کنید.
  • Ein zu langer Leerlauf verbraucht unnötig Kraftstoff.دور آرام طولانی مدت باعث مصرف بی‌رویه سوخت می‌شود.
2

دوره یا وضعیتی که در آن فرد یا چیزی بیکار است، فعالیتی ندارد یا پیشرفتی حاصل نمی‌شود؛ بی‌کاری یا توقف.

  • Nach dem Projekt gab es eine Phase des Leerlaufs, bevor die nächste Aufgabe begann.پس از پروژه، دوره‌ای از بیکاری وجود داشت تا اینکه وظیفه بعدی آغاز شد.
  • Die Produktion stand wegen des Streiks für mehrere Wochen im Leerlauf.تولید به دلیل اعتصاب برای چندین هفته در حالت توقف بود.
  • Er fühlte sich in dieser Zeit des Leerlaufs unproduktiv und unzufrieden.او در این دوره بیکاری احساس بی‌ثمری و نارضایتی می‌کرد.