die Legasthenikerin

Aussprache: /leɡasˈteːnɪkəʁɪn/
Worttrennung: Leg·as·the·ni·ke·rin
اسم

فرد مبتلا به خوانش‌پریشی یا دیسکلکسی (مونث)

Bedeutungen

1

زن یا دختری که از اختلال خوانش‌پریشی (دیسلکسیا) رنج می‌برد؛ اختلالی که بر توانایی خواندن و نوشتن تأثیر می‌گذارد.

  • Die Legasthenikerin erhielt zusätzliche Unterstützung in der Schule.فرد مبتلا به خوانش‌پریشی (مونث) حمایت بیشتری در مدرسه دریافت کرد.
  • Mit speziellen Lernmethoden kann die Legasthenikerin ihre Lesefertigkeiten verbessern.با روش‌های یادگیری ویژه، فرد مبتلا به خوانش‌پریشی (مونث) می‌تواند مهارت‌های خواندن خود را بهبود بخشد.
  • Es ist wichtig, dass die Legasthenikerin sich nicht entmutigen lässt.مهم است که فرد مبتلا به خوانش‌پریشی (مونث) دلسرد نشود.